فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 420
ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه ، مست از خانه برون تاخته اي يعني چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب ، اين چنين با همه درساخته اي يعني چه شاه خوباني و منظور گدايان شده اي ، قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادي ، بازم از پاي درانداخته اي يعني چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر ميان ، و از ميان تيغ به ما آخته اي يعني چه هر کس از مهره مهر تو به نقشي مشغول ، عاقبت با همه کج باخته اي يعني چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار
،
خانه از غير نپرداخته اي يعني چه
تعبیر:
زندگی آرام و سعادتمندی داری، اما هنوز از آنچه که داری، می طلبی. برای خود بیهوده دردسر می تراشی. قدر زندگی و خانواده ی مهربان خود را بدان. با خیالات بیهوده و آرزوهای خام، زندگی خود را دچار ناملایمات نکن. قناعت بزرگترین گنجینه ی بشریت است.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 221
چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ، ور آشتي طلبم با سر عتاب رود چو ماه نو ره بيچارگان نظاره ، زند به گوشه ابرو و در نقاب رود شب شراب خرابم کند به بيداري ، وگر به روز شکايت کنم به خواب رود طريق عشق پرآشوب و فتنه است اي دل ، بيفتد آن که در اين راه با شتاب رود گدايي در جانان به سلطنت مفروش ، کسي ز سايه اين در به آفتاب رود سواد نامه موي سياه چون طي شد ، بياض کم نشود گر صد انتخاب رود حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر ، کلاه داريش اندر سر شراب رود
حجاب راه تويي حافظ از ميان برخيز
،
خوشا کسي که در اين راه بي حجاب رود
تعبیر:
عاقبت اندیش باش. به پیروزی های زودگذر اکتفا نکن. قدری به توانایی های خود فکر کن. به اندازه ی تاب و توان خود مسئولیت پذیر باش. غرور و نخوت بدترین دشمن تو است.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 121
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است ، کسي آن آستان بوسد که جان در آستين دارد دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است ، که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست ، بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را ، که صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان ، که دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است ، که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان ، که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمي خواهم چو حافظ عاشق مفلس
،
بگوييدش که سلطاني گدايي همنشين دارد
تعبیر:
آن کسی می تواند راحت و آسوده زندگی کند که تکبر و ریا را از خود دور کند و دیگران را تحقیر نکند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. به دنبال هر راحتی، سختی و مشکلاتی به همراه است. باید عاقبت اندیش بوده و به فکر فردای خود باشی. با دوستان و آشنایان به مهربانی رفتار کن تا در سختی ها به تو کمک کنند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 326
در نهانخانه عشرت صنمي خوش دارم ، کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم عاشق و رندم و ميخواره به آواز بلند ، وين همه منصب از آن حور پريوش دارم گر تو زين دست مرا بي سر و سامان داري ، من به آه سحرت زلف مشوش دارم گر چنين چهره گشايد خط زنگاري دوست ، من رخ زرد به خونابه منقش دارم گر به کاشانه رندان قدمي خواهي زد ، نقل شعر شکرين و مي بي غش دارم ناوک غمزه بيار و رسن زلف که من ، جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم
حافظا چون غم و شادي جهان در گذر است
،
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
تعبیر:
روزگار شاد و خوشی در انتظار تو است. قدر لحظات خوب زندگی را بدان. نگرانی و اضطراب را از خود دور کن. به خانواده و دوستان خود اعتماد کن. رنج و سختی روزگار به سرعت باد می گذرد. از آنها برای زندگی خود تجربه ای کسب کن. به شادی های زندگی فکر کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 177
نه هر که چهره برافروخت دلبري داند ، نه هر که آينه سازد سکندري داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ، کلاه داري و آيين سروري داند تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مکن ، که دوست خود روش بنده پروري داند غلام همت آن رند عافيت سوزم ، که در گداصفتي کيمياگري داند وفا و عهد نکو باشد ار بياموزي ، وگرنه هر که تو بيني ستمگري داند بباختم دل ديوانه و ندانستم ، که آدمي بچه اي شيوه پري داند هزار نکته باريکتر ز مو اين جاست ، نه هر که سر بتراشد قلندري داند مدار نقطه بينش ز خال توست مرا ، که قدر گوهر يک دانه جوهري داند به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد ، جهان بگيرد اگر دادگستري داند
ز شعر دلکش حافظ کسي بود آگاه
،
که لطف طبع و سخن گفتن دري داند
تعبیر:
هر کسی نمی تواند به آسانی و بدون سعی و تلاش به هدف برسد. شرط پیروزی در به کار گرفتن اندیشه و کوشش انسان است. از تجربه ی دیگران نیز باید استفاده کرد. به نیازمندان و محتاجان باید کمک کنی تا در مواقع ضروری دچار مشکل نشوی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 134
بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل کرد ، باد غيرت به صدش خار پريشان دل کرد طوطي اي را به خيال شکري دل خوش بود ، ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد قره العين من آن ميوه دل يادش باد ، که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ساروان بار من افتاد خدا را مددي ، که اميد کرمم همره اين محمل کرد روي خاکي و نم چشم مرا خوار مدار ، چرخ فيروزه طربخانه از اين کهگل کرد آه و فرياد که از چشم حسود مه چرخ ، در لحد ماه کمان ابروي من منزل کرد
نزدي شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
،
چه کنم بازي ايام مرا غافل کرد
تعبیر:
در انجام کاری که در پیش داری دچار مشکل و نا امیدی شده ای. یأس و حرمان انسان را از ادامه ی راه باز می دارد و بهتر است راه های دیگر را هم امتحان کنی. با صبر و حوصله و ایمان می توانی کوه مشکلات را از پیش پای خود برداری. مشورت با صاحبنظران را فراموش نکن. به تنهایی از عهده ی حل مشکلات بر نمی آیی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 449
اي که مهجوري عشاق روا مي داري ، عاشقان را ز بر خويش جدا مي داري تشنه باديه را هم به زلالي درياب ، به اميدي که در اين ره به خدا مي داري دل ببردي و بحل کردمت اي جان ليکن ، به از اين دار نگاهش که مرا مي داري ساغر ما که حريفان دگر مي نوشند ، ما تحمل نکنيم ار تو روا مي داري اي مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست ، عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري تو به تقصير خود افتادي از اين در محروم ، از که مي نالي و فرياد چرا مي داري
حافظ از پادشهان پايه به خدمت طلبند
،
سعي نابرده چه اميد عطا مي داري
تعبیر:
کاری را که از حد توانایی تو خارج است انجام نده و قدرت و توانایی خود را بسنج. با ندانم کاری، خود را دچار رنج و زحمت نکن. باید سعی و تلاش کنی تا به هدف برسی. اشتباهات خود را با تعقل و اندیشه برطرف کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 461
کتبت قصه شوقي و مدمعي باکي ، بيا که بي تو به جان آمدم ز غمناکي بسا که گفته ام از شوق با دو ديده خود ، ايا منازل سلمي فاين سلماک عجيب واقعه اي و غريب حادثه اي ، انا اصطبرت قتيلا و قاتلي شاکي که را رسد که کند عيب دامن پاکت ، که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکي ز خاک پاي تو داد آب روي لاله و گل ، چو کلک صنع رقم زد به آبي و خاکي صبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز ، و هات شمسه کرم مطيب زاکي دع التکاسل تغنم فقد جري مثل ، که زاد راهروان چستي است و چالاکي اثر نماند ز من بي شمايلت آري ، اري موثر محياي من محياک
ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند
،
که همچو صنع خدايي وراي ادراکي
تعبیر:
تهمتی به شما زده اند که به زودی دست بدخواهان رو م یشود. حادثه ای بسیار عجیب اتفاق می افتد که همه چیز را عوض می کند و به آنچه که هدفتان هست می رسید به شرط آنکه زرنگ باشید.کسی به دیدارتان می آید و غم رهایتان می کند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 118
آن کس که به دست جام دارد ، سلطاني جم مدام دارد آبي که خضر حيات از او يافت ، در ميکده جو که جام دارد سررشته جان به جام بگذار ، کاين رشته از او نظام دارد ما و مي و زاهدان و تقوا ، تا يار سر کدام دارد بيرون ز لب تو ساقيا نيست ، در دور کسي که کام دارد نرگس همه شيوه هاي مستي ، از چشم خوشت به وام دارد ذکر رخ و زلف تو دلم را ، ورديست که صبح و شام دارد بر سينه ريش دردمندان ، لعلت نمکي تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ اي جان
،
حسن تو دو صد غلام دارد
تعبیر:
منتظر پیامی از دوست و محبوب خود هستی. به زودی مرادت حاصل می شود. دوست به صداقت و سادگی تو نظر دارد. سعی کن تکبر و ریا را رها کنی تا به هدف خود برسی. رقیبان زیادی داری. نا امید نباش. آنکه ایمان داشته باشد پیروز است.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 281
يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش ، مي سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوي وفا گشت به صد مرحله دور ، دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صبا ، چشم دارم که سلامي برساني ز منش به ادب نافه گشايي کن از آن زلف سياه ، جاي دل هاي عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد ، محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامي که به ياد لب او مي نوشند ، سفله آن مست که باشد خبر از خويشتنش عرض و مال از در ميخانه نشايد اندوخت ، هر که اين آب خورد رخت به دريا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال ، سر ما و قدمش يا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
،
آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش
تعبیر:
شرم و کمرویی را کنار بگذار و احساس خود را با دوست در میان بگذار تا سوء تفاهم بر طرف شود. عشق و محبت را با سود و زیان مال و منال برابر ندان. عشق و محبت، پایدار و همیشگی است اما ثروت دنیا، ناپایدار است.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 59
دارم اميد عاطفتي از جانب دوست ، کردم جنايتي و اميدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که او ، گر چه پريوش است وليکن فرشته خوست چندان گريستم که هر کس که برگذشت ، در اشک ما چو ديد روان گفت کاين چه جوست هيچ است آن دهان و نبينم از او نشان ، موي است آن ميان و ندانم که آن چه موست دارم عجب ز نقش خيالش که چون نرفت ، از ديده ام که دم به دمش کار شست و شوست بي گفت و گوي زلف تو دل را همي کشد ، با زلف دلکش تو که را روي گفت و گوست عمريست تا ز زلف تو بويي شنيده ام ، زان بوي در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پريشان تو ولي
،
بر بوي زلف يار پريشانيت نکوست
تعبیر:
از انجام کاری نادم و پشیمان هستی و امید به بخشایش داری. به صداقت و خلوص نیت خود امیدوار باش تا جبران مافات شود.
فال حافظ روزانه یکشنبه 10 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 373
خيز تا خرقه صوفي به خرابات بريم ، شطح و طامات به بازار خرافات بريم سوي رندان قلندر به ره آورد سفر ، دلق بسطامي و سجاده طامات بريم تا همه خلوتيان جام صبوحي گيرند ، چنگ صبحي به در پير مناجات بريم با تو آن عهد که در وادي ايمن بستيم ، همچو موسي ارني گوي به ميقات بريم کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنيم ، علم عشق تو بر بام سماوات بريم خاک کوي تو به صحراي قيامت فردا ، همه بر فرق سر از بهر مباهات بريم ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد ، از گلستانش به زندان مکافات بريم شرممان باد ز پشمينه آلوده خويش ، گر بدين فضل و هنر نام کرامات بريم قدر وقت ار نشناسد دل و کاري نکند ، بس خجالت که از اين حاصل اوقات بريم فتنه مي بارد از اين سقف مقرنس برخيز ، تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم در بيابان فنا گم شدن آخر تا کي ، ره بپرسيم مگر پي به مهمات بريم
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مريز
،
حاجت آن به که بر قاضي حاجات بريم
تعبیر:
قدر لحظات را بدان و بیهوده آنها را به هدر نده. در این راه احساسات را رها کن و به عقل و تدبیر خود تکیه کن. راه سخت و دشواری در پیش داری. از دوستان خیر اندیش کمک بطلب و با آنان مشورت کن. به خدا توکل کن تا آرامش خاطر داشته باشی.